
من امام هدایتم مردم من مسیر سعادتم مردم من دلیلم به کل این خلقت من امام به پاکی و عصمت دورم از زشتی و پلیدیها دورم از هر چه رجسِ این دنیا حق به ما داده این چنین عزت رزق عالم زِ ما رسیده فقط رزق عالم بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء کار و بار جهان به شانهی ماست در و دیوار آن نشانهی ماست منم از نسل حیدر و زهرا از تبار خدیجهی کبری (گر چه ما اهل بیت زهرائیم آه اما غریب و تنهائیم)۲ گر چه ما اهل بیت زهرائیم آه اما غریب و تنهائیم زیر این چرخ و گنبد مینا نیست از ما غریبتر، ابدا گر چه از زهر تب دارم روضهی دیگری به لب دارم گر چه از دل غمم جدا نشود هیچ جا مثل کربلا نشود کربلا بودم و ستم دیدم من هزاران هزار غم دیدم به زمین خوردن علم دیدم دستهایی که شد قلم دیدم مشک خالی و آب را دیدم (گریههای رباب را دیدم)۲ بدن پاره پاره را دیدم گوش بیگوشواره را دیدم دیدم، لحظههای غروب یادم هست نیزه و سنگ و چوب یادم هست جد ما را غریب کشتند آه مردم عجیب کشتند ****** ((همسایهها به مُردنم انگار راضیاند دلگیر از این محله و این همجواریاند)۲ زخمم به یک اشاره دهن باز میکند (شب تاسحر مراقب این زخم کاریام)۲ همسایهها به مُردنم انگار رازیاند دلگیر از این محله و این همجواریاند پیری زودرس به سراغ من آمده برگ و بری ندارم اگرچه بهاری ام)