
دل گرفتهام اینک بهانهی تو گرفته چراغ آه به کهف راه خانهی تو گرفته به رهنمایی باد سحر به راه فتاده ز لالهها بهاری نشانهی تو گرفته بر آستانهی لطف تو سر نهاده گدایی که هر چه خواسته از آستانهی تو گرفته ترانهی توحید در فضای عدالت دوباره مرغ دل من ترانهی تو گرفته بیا به زمزمه در سجده گاه عشق که عالم صفا ز زمزمهی عاشقان تو گرفته بیا به سوی بقیع و گلاب اشک بی افشان که خاکش انس به اشک شبانهی تو گرفته