مگر می‌شود گریه بسیار کرد

مگر می‌شود گریه بسیار کرد

[ سیدمهدی حسینی ]
مگر می‌شود گریه بسیار کرد؟
مگر می‌شود دیده خون‌بار کرد؟

مگر می‌شود صحبت از خار کرد؟
مگر می‌شود نقل بازار کرد، ولی از غم و غصه‌اش دق نکرد؟

مگر می‌شود خیمه سوزان شود؟
در آن شعله‌ها عمّه حیران شود؟

چه غم‌ها نصیب یتیمان شود
رد دست‌هاشان نمایان شود، ولی از غم و غصه‌اش دق نکرد؟

مگر می‌شود گفت از سوختن؟
چه‌ها می‌کشید عمّه‌ی خوبِ من

ز توهین ان خولی بد دهن
مگر می‌شود گفت از زن زدن، ولی از عم و غصه‌اش دق نکرد؟

مگر می‌شود لشکر نیزه دار
بیوفتند به دنبال یک طفل زار؟

ببینی سر شاه را نی سوار
ز داغ رقیّه شده بی‌قرار، ولی از غم و غصه‌اش دق نکرد؟

حرم شد گرفتار رنج و عذاب
چه‌ها کرد با دست‌هامان طناب

مگر می‌توان روضه خواند؟ آب، آب
مگر می‌شود حرف زد از رباب، ولی از غم و غصه‌اش دق نکرد؟

شبی که حرم سمت غم‌خانه رفت
به مهمانی قصر شاهانه رفت

ز شوق پدر طفل دردانه رفت
مگر می‌توان گفت ویرانه رفت، ولی از غم و غصه‌اش دق نکرد؟

کنون این من و این دل گریه خیز
نشستم به بستر مریضِ مریض

چه باید کنم با غمش یا عزیز؟
مگر می‌شود گفت حرف کنیز، ولی از غم و عصه‌اش دق نکرد؟

..
نفس بکش حتّی برای چند لحظه
بودن تو واسم آرامش محضه

قرارم حسین، گریه دارم حسین
نیزه شکسته‌ها رو درمی‌آرم حسین

سیاه شد همه روزگارم حسین
نیزه شکسته‌ها رو درمی‌آرم حسین

نمی‌برم از یاد نگاه آخر رو
حق بده نشناسم، پیکر بی سر رو

تمومه حسین، رو به رومه حسین
خودت بگو که پیکرت کدومه حسین؟

هنوز دیدنت آرزومه حسین
خودت بگو که پیکرت کدومه حسین؟

قرارم حسین، گریه دارم حسین
نیزه شکسته‌ها رو درمی‌آرم حسین

پربازدید ترین شعر روضه سیدمهدی حسینی محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین سیدمهدی حسینی

نظرات