
از همان روز که مشتاق به یاری برسد آرزومند نگاری، به نگاری برسد لذت وصل نداند، مگر آن سوخته دل که پس از دوری بسیار به یاری برسد (جوونیمو پای غمت دادم رفت)۲ غم دلم به پات که افتادم رفت (من اونقده به تشنگیت فکر کردم)۲ که روضهی گرسنگی یادم رفت خاک به دهانم، که پر از خاکه دهانت هر دفعه روضه میخونم، میشه زهرا نگرانم خاک به دهانم، خاکیه رخت و لباست دور تو شلوغه اما، پیش زینبه حواست گریه کنم واست دلم وا میشه کسی که نوکرت شه آقا میشه دلم خوشه که آخرش با گریه زخم تنت یه کم مداوا میشه خوابتو دیدم، بی سری چرا هنوزم واسهی خشکی لبهات، گریه کردم شب و روزم خوابتو دیدم، خواب رگهای بریده قربونت برم الهی، آخه کی موتو کشیده (نداره غصههای تو اندازه زخم گلوی تو هنوزم بازه)۲ یکی بگه کی با خودش کربلا آورده بود چهل تا نعل تازه روضه زیاده طاقتم کمه عزیزم روی زخمای دل تو، نمیخوام نمک بریزم روضه زیاده از کدوم یکی بگم من تو رو تشنه سر بریدن، دردمو به کی بگم انگار اومد بر، قلب من فرود خنجری که سر تو از پیکرت ربود حسین جانم... روز من تو شب من تو همهی عمرم تو تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم اگر کشتند چرا آبت ندادند چرا زان دُر نایابت ندادند اگر کشتند چرا خاکت نکردند کفن بر جسم صد چاکت نکردند مسلمانان حسین مادر ندارد بمیرم من کسی بر سر ندارد ز جور ساربان بیمروت دگر انگشت و انگشتر ندارد حسین جانم حسین، جانم حسین جانم...
علیرضا محققیا اباعبدالله😭😭