
تا دخیل پر دامان حسن میگردیم خیس از شرشر باران حسن میگردیم ماه و خورشید به دور سرمان میچرخند تا که دور سر طفلان حسن میگردیم اشهد ان حسن قبل تولد گفتیم ما در اسلام مسلمان حسن میگردیم ما دو صد بار اگر باز به دنیا آییم باز هم مومن قرآن حسن میگردیم نوبت ما نشود بسکه ملائک هستند لطف زهراست که قربان حسن میگردیم نذری ماه محرم همه لطف حسن است ما حسینی فقط از نان حسن میگردیم مذهب عشق تماشای حسین است و حسن در بهشت آنِ حسین آنِ حسن میگردیم از حسین است که بالای حسن داد کشید ما اگر پاره گریبان حسن میگردیم همهجا رفته و گشتیم همین فهمیدیم همهی عمر در ایران حسن میگردیم آرزو نیست رجز نیست یقینم این است همه یک روز در ایوان حسن میگردیم *** دعای دیشب تو زود مستجاب شده یتیم خانهی ما خانهام خراب شده غریب هستی و آه غریب میگیرد دعای قلب شکسته عجیب میگیرد سبک شدی و چو پر روی دستهای منی چقدر شکل جوانی مجتبی منی بگو چکار کنم داغ بیحسابت را نگفتمت که نگیر از رُخت نقابت را فرشتهها به کنارت از آه میسوزند به ما نگاه کن ای بیگناه میسوزند به روی خاک چرا چاکچاک میمانی بغل که میکنمت روی خاک میمانی حلال کن نوه فاطمه عمویت را شبیه قاب دو دستم گرفته رویت را اگر که باز کنم باز میشود رویت حسن کنار منو شانه میزنم مویت همینکه سنگ زدند خلاصه افتادی میان تیغ و شن و سنگ و ماسه افتادی رسید داغ تو با شیحههای این همه اسب تو را شناختم از لابهلای بهم نریز، نبینم غم خزان تو را یتیم من چهکنم داغ بیامان تو را بگو عمو نه از این سینه بر نمیآید چگونه جا بزنم چند استخوان تو را سپاه رد شدو دیدم که گیر افتادی میان معرکه دیدم کشانکشان تو را چقدر نعل بهم ریخت نوجوان مرا بگو چگونه مرتبط کنم دهان تو را