
تکانم داد عمه تا بداند زندهام یا نه چرا هی وای میگویی ولی یکبار بابا نه؟ (محاسن داشتم بر دست دنبال تو افتادم)۲ به زخمی فکر میکردم ولی تو ارباً اربا نه مرا هر سو ببر زینب ولی سمت رقیه نه مرا هر سو ببر زینب ولی کنار قبر لیلا نه چه راحت پخش میکردی به سختی جمع میکردی تو هم ای کاش در گودال بودی بین صحرا نه عزیزم دست و پا زن جان دهی شاید که راحتتر بکش پا را زمین پیشم ولی در پیش زهرا نه مرا تا خیمه دارد میبرد با احتیاط عمه تو را بر دست دارم میبرم با احتیاط ای داد شدی نذری، کمی خیرات، قدری جنس سوغاتی شیوخی هم ربودند از تنت خمس و زکات ای داد نمیشد پیش ما باشی به قدر یک اذان بابا نشد که پیش من باشی به قدر یک صلات ای داد زمین خوردی زمین خورده تمام آسمان من زمین خوردم زمین خورده تمام کائنات ای داد همه دف میزنن، طبل میکوبن، میخندن به تو با چشم باز ای وای به من با چشم مات ای داد (من خلیل و در میان آتشم از لب خشکت خجالت میکشم)