بنگر به زمین خُلد مخلّد شده پیدا

بنگر به زمین خُلد مخلّد شده پیدا

[ حاج مهدی سماواتی ]
بنگر به زمین خُلدِ مُخلَّد شده پیدا
نادیده رخ خالق سرمد شده پیدا
در بيت ولا روی محمد شده پيدا
با خَلق بگویيد که احمد شده پيدا

حق داده به شاهِ شهدا دسته‌گل امروز
تبريک بگویيد به ختم رُسُل امروز

خيزيد که حَورا غزل عشق سروده
آیيد که از کعبه علی جلوه نموده
فرزند حسين ابن علی چهره گشوده
دل از پدر و زينب و عباس ربوده

پيداست در او جلوه‌ی پيغمبر و آلش
گل‌بوسه گرفته حسن از ماه جمالش

برداد به هستی شَجَر عصمتِ ليلا
حَورا زِ بهشت آمده بر خدمت ليلا
انداخت گل از وَجد و شَعف، طلعتِ ليلا
لبخند زند فاطمه بر صورت ليلا

با آمنه گویيد عروست پسر آورد
سر تا به قدم مثل تو پيغامبر آورد

در ظلمتِ شب مرغِ سحر خوش‌خبری کرد
خورشيدِ حسين ابن علی جلوه‌گری کرد
بيرون شد و بر نسل جوان راهبری کرد
طفلی که به مخلوقِ دو عالم پدری کرد

بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد
هر درد شفا داد شفا داد شفا داد

او باقی و خوبانِ دو عالم همه فانيش
پيران همه مَرهون عنايتِ جوانيش
تا آن سوی عالم اثر لطف نهانيش
صد باغِ بهار است به يک برگِ خزانيش

او قلب نبی، عشقِ علی‌ جانِ حسين است
جانش نتوان گفت که جانانِ حسين است

زينب شده مبهوت به سيمای نکويش
ليلا زده از پنجه‌ی دل شانه به مويش
با خنده گشودند همه ديده به سويش
از بوسه‌ی عباس گل انداخته رويش

تا ديد پدر طَلعت نورانیِ او را
بوسيد سر و صورت و پيشانی او را

اين است که رُخ رنگ شد از خون خدايش
اين است که بوسند سر و رو، شهدايش
اين است که جان همه عالم به فدايش
اين است که گفته است معاويه ثنايش

نامش علی و اَشبَه مردم به رسول است
ريحانه‌ی ريحانه‌ی زهرای بتول است

اين يوسفِ ليلاست که يوسف شده ماتش
پيوسته فرستاده زِ کنعان صلواتش
هم محو کمال آمده هم محو صفاتش
آثار محمد مُتَجلّی‌ست زِ ذاتش

يعقوب اگر صورت زيباش ببيند
از شوق دگر در بَرِ يوسف ننشيند

ای خِيل ملائک زِ سماء لاله فشانيد
امشب شب عيد است همه مدح بخوانيد
عيدیِ خود از يوسفِ زهرا بستانيد
از جام طهورا همگان را بچشانيد

با شادی و با خنده و با زمزمه امشب
تبريک بگویيد به زهرا و به زينب

ای سايه‌ای از قامت و قدّ تو قيامت
وی موکب دل را سر کوی تو اقامت
اسلام زِ زخم بدنت يافت سلامت
زيباست بر اندام تو ديبای امامت

لطفی که به سوی حَرمت راه بپویيم
ميلاد تو را پيش تو تبريک بگویيم

تو مِهر فروزانِ سماوات هدایی
تو مثل عمو چشم و چراغ شهدایی
تو زنده به عشقی و در اين راه فدایی
تو خون خدا و پسرِ خون خدایی

با عشق تو زِ آغاز سرشته گل ميثم
تو در دلی و هست مزارت دلِ ميثم

صلّ علی محمد علی‌اکبر آمد...
صلّ علی محمد عجب گُلی درآمد

اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد... 

بر جلوه‌ی روی ماه مهدی صلوات
بر جَذبه‌ی هر نگاه مهدی صلوات
ما را نَبُود چو هدیه‌ای درخورِ او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات

نظرات