نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دریا شدی حسین گهر در بیاورد طوبیٰ شدی که عشق ثمر در بیاورد از آسمان حسن، قمر در بیاورد وقتی ز راز چشم تو سر در بیاورد امشب پدر کنار تو پَر در بیاورد سر تا به پا حَسن شده، پا تا به سر حسین از هر طرف پیمبری، از هر نظر حسین با برگ و بار روی تو شد باروَر حسین شیرینتر از عسل شدهای تا مگر حسین با بوسه از لب تو شِکر در بیاورد جبریل آمده به سلامِ شما رسد شاید به فیض حَظّ کلام شما رسد جایی نداشت تا سرِ بام شما رسد خواهد اگر به پای غلام شما رسد باید که چند بال دگر در بیاورد محرابِ ابروان تو شد قتلگاه ما شد مشتبه ز قبله به مِیخانه راه ما ای بهتر از هزار یقین، اشتباه ما در دستِ چشم توست، تمامِ صلاح ما تا جانِ ما به نیمنظر در بیاورد پیغمبرانه، خُلقاً و خَلقاً فقط تویی اعجاز بیتهای مطنطن فقط تویی طوفان تندباد تهمتن فقط تویی کابوس سخت زَهرهی دشمن فقط تویی تیغت کجاست تا که جگر در بیاورد تفریح میکنی به همین تار و مارها بگذار تا کمی بنشیند غبارها تا بنگرم که پُر شده خاک از مزارها پیچیده است نالهشان، الفرارها حیدر رسیده است پدر در بیاورد ای در سُرادقات الهی محافلت سجّادهی حسین شکوه نوافلت ای جلوهی جمالیاش اخلاق کاملت ای جذبهی جلال خدا در حمایلت از ما نگاه توست که زر در بیاورد از پشتِ در ببین که گدا، سر به شانه است از پشتِ در ببین که بهانه، اعانه است از پشتِ در ببین که گدایی بهانه است در غیبت پدر، پسر آقای خانه است ارباب، دستِ معجزهگر در بیاورد عرشی شدیم با نفَس جاودانهات از بوی سیب زمزمههای شبانهات از اشکهای نیمهشب عاشقانهات تو در دعا و دامن تو بینِ خانهات صدها شکوفه وقتِ سحر در بیاورد ما را که کُشته کربوبلایت هنوز هم ما را به خون نشانده صدایت هنوز هم پایینِ پا شده جایت هنوز هم اربابزادهای و گدایت هنوز هم سر را گرفتهست که بر در بیاورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد