نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خدا بخواد امشب از اون شباست که خدایی یک عمره دلم میخواست که دلم رو مرغ آسمونی کنم امشبو با شما جوونی کنم آهای اونایی که الان جوونید قدر جوونیتونو خوب بدونید تیری که دررفت نمیاد به شَستت آیندهتو خودت بساز با دستت به حرفای عالَم بالا گوش کن به حرفای من نه به مولا گوش کن مولا میگه جوون خوبه پیر بشه زودتر از اونی که زمینگیر بشه گفته امیر کلِّ آسمونا شبیه مزرعهست دل جوونا هر چی که امروز تو دل جوونه میزنه از میون دل جوونه قدر دو تا نعمت حقّو بدون تا سالم هستی و جوون آی جوون بعضی جوونا تا میرن مدرسه میگن نگو که عقلمون میرسه جونِ دلم دو دو تا چهار تا بس نیست باختی اگه بگی به جز تو کس نیست سواد خوبه اگه خِرَد هم باشه درک و شناختِ خوب و بد هم باشه بزرگ شد یوسفِ شاخِ شمشاد خدا به یوسف اوّلش خِرَد داد حکمت و عِلم از طرف خداش بود جایزهی یوسف و خوبیاش بود خدایی که با بنده مهربونه گفته فقط دشمنتون شیطونه گول نخورید دشمنِ دین، خدا نیست عاشق چشم و اَبروی شما نیست تو دنیامون جوونا جور وا جورن یه عدّهای دنبال راه نورن به عدّهای جامونده از قافله کتاب عمرشون ورق باطله یه عدّهای دنبال عشقِ یارن غیر خدا با هیشکی کار ندارن یه عدّهای عشقای رنگی میخوان از جوونی فقط زرنگی میخوان یه عدّهای زرنگِ آسمونن پیرم بشن تو جوونی میمونن خوبا رو میگم که دلت شاد بشه تا خوب بمونی دلت آباد بشه رهبرمون فرموده این زمونه که بهترین جوون همین جوونه بعضیا اون جوونا یادشونه جوونا نه مردای بینشونه اونا که از دریای خون گذشتن از شیرینی عمرشون گذشتن اونا که روی حرف یا علیشون ایستاده مُردن به پای وَلیشون یه صبح تا شب قمقمهشون پُر آب بود تشنگیشونم رو حساب کتاب بود لباسای همدیگه رو میشستن همه به هم دیگه داداش میگفتن مُهر وصیتنامه یه کلام بود اون یه کلام حمایت از امام بود امام اگر چه پیر و مهربون بود برا جوونا مثل یک جوون بود راستی معلّمِ جوونا کیه؟ عشقِ امام آسمونا کیه؟ وقتی که روزِ لطف داور میشه شاه جوونا علیاکبر میشه علیاکبر که اومد به دنیا لیلا اومد برای اُمِّ لیلا دست علی تو دستهای علی چشم علی به چشمهای علی قنداقهی علی رو پای علی به گوشِ دل میاد صدای علی اگه یکی شبیه حیدر بیاد یکی مثل علیاکبر میاد آسمونِ خونه که مهتاب میشه تو دل ارباب ما قند آب میشه عموش حسن براش فدایی میشه صدای عمّه لایلایی میشه یه دلربایی که بیا و ببین ماهِ رو دستهگلِ اُمّ البنین روزا گذشت و علی قد میکشید قدّ و قوارهش به عمو میرسید شیردلِ بچّهی شیر عرب مثل اباالفضل خدای ادب عشق به درگاه خدای جلی نماز ارباب با اذون علی اذون اکبر رو مَلَک گوش میکرد خودش رو جبرئیل فراموش میکرد کاش میدیدیم قد قامت الصّلاتو نماز جماعت فرشتههاتو اون شبی که حرم تو کربلا بود امام ما میون خیمهها بود هر کی تو حلقه بود دلش جوون بود حرف نماز با وضو تو خون بود از دو طرف نشسته پیش مولا حضرت سقّا و جوونِ لیلا میگفت علیاکبر اگه حق با ماست هر کی برات بمیره پیش خداست تویی که هستی معنیِ بودنم فداییِ اولِ فردا منم فردا که شد به وعدههاش وفا کرد حقّ ولایت رو جوون ادا کرد هر کسی پیرو همین جوونه هر چی که رهبرش میگه همونه آهای اونایی که الان جوونید قدر جوونیتونو خوب بدونید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد