تصویر حسین طاهری - از عربده‌ام پر شده می‌خانه‌ام امشب

از عربده‌ام پر شده می‌خانه‌ام امشب

[ حسین طاهری ]
از عربده ام پر شده میخانه‌ام امشب
بد مستمو بر گردن پیمانه‌ام امشب

سودازده‌ی جرئه‌ی جانانه‌ام امشب
زنجیر بیارید که دیوانه‌ام امشب

امشب همه دیوانه‌ی دیدار حسینیم
همسایه‌ی دیوار به دیوار حسینیم

از بس که گدا آمده جا قیمت زر شد
آیینه گذاريد که هنگام نظر شد

حق داشته جبریل که پروانه اگر شد
فطرس خبر آورده که ارباب پدر شد

رو کرده‌ علی جلوه‌ی آیینه‌ی خود را
جا دارد اگر کعبه درَد سینه‌ی خود را

ای عشق تپش‌های دل شعله ور از تو 
ای شوق به آتش زدن این جیگر از تو

ای اوج پریدن ز تو و بال و پر از تو 
سر پای تو انداختن از من، خبر از تو 

در خانه‌ی عشقیم توکلت علی الله
دیوانه‌ی عشقیم توکلت علی الله

ای نور ازل خَلقَاًو خُلقاً به که رفتی؟

ای قبله‌ی هر کوچه و برزن به که رفتی؟
ای سبزترین وقت شکفتن به که رفتی؟
ای مدح تو با دوست و دشمن به که رفتی؟

تا دید تو را علی‌گفت سر تر ازا این نیست 
آن وقت نوشتن پیمبرتر از این نیست

لیلا شده مجنون شده این نام و نشانش
لیلا شدی و خواند تو را با دل و جانش

خون می‌دود امشب به تمام شریانش
بند آمده  هر کس که تو را دید زبانش

خورشید همین جذبه‌ی مهتاب ندارد
مانند تو در خانه‌اش ارباب ندارد

تا باز کنی بر سر در این دشت پرت را
فریاد کند لشکر دشمن ظفرت را

لبریز سر و دست کنی دور و برت را
دیدند همه‌ی ضربه‌ی تیغ دو سرت را

از میمنه سر تا که زدی میسره پاشید
شش گوشه‌ی میدان همگی یکسره پاشید

گیرم که طبیبی سر بیمار نیاید
گیرم که به جز آه ز من کار نیاید

در خانه‌ی تو غیر کرم بار نیاید 
جایی ننوشته است گنه کار نیاید

تا خانه‌ی تو هست گرفتار نباشد
در شهر به جز جمع بدهکار نباشد

هنگام اذانت شده وا کن گره ها را
بگشای به محراب خدا پنجره‌ها

بر باد بده با گذرت خاطره‌ها را
ما حلقه به گوشیم ببین دایره ها را

ما شیشه‌ی اشکیم‌ شکستیم علی جان
پایین تر پایین شش گوشه نشستیم علی جان

شاه امروز آفریده شاهکار دیگری 
احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری 

لشگر ارباب می‌گیرد به غار دیگری
مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری 

بیشتر امشب شب خوشحالی سقا شده
چون که حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده

او برای زینب کبری رکاب آورده است 
عمه زینب هم برای او نقاب آورده است

هدیه‌ای را هم برایش بوتراب آورده است 
مرکبی در شان پیغمبر عقاب آورده‌ است 

نیست جایی خوش قد و بالا تر از این آیینه 
ام لیلا تکیه بر زد جایگاه آمنه

از فراز خانه‌‌اش نور کرامت می‌گذشت
قد او که هیچ قدش از قیامت می‌گذشت 

قدر در ذات خدا بود از علامت می‌گذشت 
بود در شانش ولیکن از امامت می‌گذشت

شیر دارد بی امان با شیر بازی می‌کند
تا که اکبر با عمو شمشیر بازی می‌کند

پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجاده‌ای
بعد پیغمبر به او دل داده هر دلداده‌ای

 ای فقیران سفره دارد سفره‌ی آماده‌ای 
اوست آقازاده‌ام آن هم جه آقازاده‌ای

در مقام او جهانی بانگ یاهو می‌زد
وقت مدحش ناصر الدین شاه زانو می‌زند

کعبه‌ از شش گوشه‌ی ارباب کم می‌آورد 
نام او افلاک را زیر قدم می‌آورد

صحبت از شش گوشه‌شد حرفی که غم می‌آورد
باز هم دارد مرا سمت حرم می‌آورد

هر جه باداباد من این روز ها لیلایی‌ام
هر که را جایی پسندد من که پایین پایی‌ام

مرحمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد
خواست برخیزد حسین ابن علی از جا نشد

خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد
آخرش هم پیکر تو در عبایش جا نشد

داد زد بابای پیرت آه زینب اکبرم
ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم

جوانان بنی هاشم بیایید

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت علی اکبر (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسین طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد