نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با تو فقیرهای غنی میشویم علی مجذوبِ خاتمی یمنی میشویم علی ما را نکرد مست، شراب کسی فقط مستِ "فَمَنْ یَمُتْ یَرَنی" میشویم علی قربان کنیهای که به نام حَسن زدند یعنی فقط اباالحسنی میشویم علی از خاکِ تو سرشته شدیم و به این حساب با هم برادرانِ تنی میشویم علی وقتی که اکبر است، امیر سپاه تو روز ظهور آمدنی میشویم علی آنکه علیست معجزهی ابتدای او الله اکبر است فقط انتهای او ***** حیرانِ توست چشم محمّدشناسها ای فاطمهنگاه! خداوندِ یاسها از آتشی که هست به بامت رسیدهاند از شهرهای دور همه آس و پاسها جز تو حسین هیچکسی را ندیده است یعنی نمیرسند به گردت قیاسها ای رفته بر جمال حَسن! کوچه را مبند پرت است دائماً به تو هر جا حواسها هر بار پیش عمّهی خود مدّتی بمان قدری نگاه کن به همین التماسها تو مرتضای دوّمی و تیغ اگر کِشی پیش تو میدوند همه عمروعاصها ما عاشقیم، قسمتِ ما بیارادگیست پس با حسین نسبت ما خانوادگیست ***** لیلا نشسته است اگر در مقابلت مجنون دویده است به دنبال مَحمِلت لازم نبود اینهمه لشکرکشی کنی گیسو نریخته، دل باباست منزلت دریا مُرکّب است و درختان قلم ولی تنها شمردهاند نَمی از خصائلت عبّاس رفته مِجمَر و اسپند آورد از بس که ریخته همهجا از فضائلت آدم بهانه بود اگر سجده کردهاند جبریل دیده بود کمی از شمایلت امُّالبنین به بازوی تو "إن یکاد" بست وقتی که ذوالفقارِ علی شد حمایلت ای دوّمین علی! هنرت را نشان بِده بر آل مرتضی جگرت را نشان بِده ***** میدان محاط صولت پروردگاریات دشت نبرد نعرهزن از تیغداریات آنکه به سر نداشت هوای علی، گریخت جانم فدای سر زدن و سرشماریات کس را ندیدهایم از این خِیلِ صد سپاه در گردنش نمانده خطِ یادگاریات عبّاس با حسین کنون خیره گشتهاند باد است و یال و منظرهی تکسواریات سُم میزند به سنگ، زمین داغ میشود عَقّاب شیهه میکِشد، اسب شکاریات پیچیده مدح رزم تو در کاخ شام پس تا شام رفته است، سپاه فراریات یک خیمه است منتظرت، بیخبر مرو میدان که میروی، کمی آرامتر برو ***** آبی نداشت، روی زبانت زبان گذاشت رفتی و دست بر جگرش ناگهان گذاشت زانو نمیکِشید بیاید کنار تو از خیرِ جان گذشت و قدم، نیمهجان گذاشت تیغی نمیگذاشت که بابا بخوانیاش سر خَم نمود، گوش به روی دهان گذاشت هر کس که تیغ داشت به دورِ تو حلقه زد هر کس که تیر داشت، میانِ کمان گذاشت هر کس که دور بود، خودش را به تو رساند هر کس رسید، نیزهی خود را نشان گذاشت جایی نماند تا که گذارند زخم نو قومی رسید، زخم روی استخوان گذاشت ای داغ مانده بر دل بابا! بلند شو یا لااقل بخاطر لیلا بلند شو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد