نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
سلام نام شاعر رو میفرمایید
۲۷ بهمن ۱۴۰۲

از شوق، امشب دیده زمزم شد روحم به رسوایی مصمّم شد حاجت گرفته از خدا هر کس مشتاق حُسن روی خاتم شد زیباتر از خُلد بَرین عالم از زادهی اربابِ عالم شد فرزند لیلا دیده چون وا کرد حسرت گریبانگیرِ مریم شد عبّاس بود و با علیاکبر پشت امامت قرص و محکم شد با لب زدن بر جام تسلیمش موسی نبی شد آدم، آدم شد در عالم ذر تا اذان فرمود عیسی به اذنش صاحب دَم شد حیدر اگر مصداق داور بود این طفل، حیدر را مجسّم شد یک گوشه از عمّامهی مولا کم شد علیاکبر معمّم شد حیدر، علیاکبرِ دنیاست اکبر، علیاکبرِ مولاست شهزاده در دربار میآید با غمزهی بسیار میآید روحالامین تکبیر میگوید پیغمبری انگار میآید مستم چنان که هر چه میبینم در پیش چشمم تار میآید با رشتهی جان، حضرت یوسف امشب سر بازار میآید حلّاج با ذکر علیٌ هو با سر به پای دار میآید ای اُمِّ لیلا نام فرزندت از جانب دادار میآید خوش باش چون در دامنت شیری از نسل حیدر بار میآید چشمش پیِ شمشیر و بر لب شیر سردارها سردار میآید همتای عبّاسِ علی در جنگ یا حیدرِ کرّار میآید ای اُمِّ لیلا پَر درآوردی بهر حسینت حیدر آوردی ای ماه رخسارت نمایان کن وقتی که مُردم روی پنهان کن ای ساقی از خُمخانهی وحدت یک جرعه در جامِ خماران کن رویم به سوی قبله کن آنگاه با تیغ اَبرو ذبحِ ایمان کن اسلامِ من شور ولای توست سلمانِ خود را خود مسلمان کن بیمار هجر خویش را از لطف با شوکرانِ ناز درمان کن ای یوسف مصرِ دلِ ارباب جامی به رحل اهل کنعان کن تو اکبرِ اربابی ای اکبر همشأن اکبر لطف و احسان کن ای پادشاه کشور دلها فکری به حال ما گدایان کن از مأذنه بفرست ابر مِهر بر این بیایان عزم باران کن این است شور عرصهی محشر اللهاکبر از علیاکبر خیز بابا تا از این صحرا رویم نَک به سوی خیمهی لیلا رویم این بیابان جای خواب ناز نیست کایمن از صیّادِ تیرانداز نیست
1 نظر ثبت شده

سلام نام شاعر رو میفرمایید