دریا شدی حسین گوهر دربیاورد
سید امیر حسینیپسندیدن13
بازدید23.7K
(دریا شدی حسین گوهر در بیاورد طوبی شدی که عشق ثمر در بیاورد از آسمان حُسن قمر در بیاورد وقتی ز راز چشم تو سر در بیاورد امشب پدر کنار تو پر در بیاورد) ۲ سر تا به پا حسن شد پا تا به سر حسین از هر طرف پیمبری از هر نظر حسین با برگ و بار روی تو شد بارور حسین شیرین تر از عسل شدی تا مگر حسین با بوسه از لب تو شکر در بیاورد جبرئیل آمده به سلام شما رسد شاید به فیض حز کلام شما رسد جایی نداشت تا سر بام شما رسد خواهد اگر به پای غلام شما رسد باید که چند بال دگر در بیاورد محراب اَبْرُوانِ تو شد قتلگاه ما شد مشتبه ز قبله به میخانه راهِ ما ای بهتر از هزار یقین اشتباه ما در دست چشم توست تمام صلاح ما تا جانِ ما به نیم نظر در بیاورد پیغمبران خَلقاً و خُلقا فقط تویی اعجاز بیت های متنتن فقط تویی طوفان تند باد تهمتن فقط تویی کابوس سخت زهرهی دشمن فقط تویی تیغت کجاست تا که جگر در بیاورد تفریح میکنی به همین تار و مارها بگذار تا کمی بنشیند غبارها تا بنگرم که پر شده خاک از مزارها پیچده است نالیشان الفرارها حیدر رسیده است پدر در بیاورد در سرادقات الهی محافلت سجادهی حسین شکوه نوافلت ای جلوهی جمالیش اخلاق کاملت ای جذبهی جمال خدا در حمایلت از ما نگاه توست که زر در بیاورد از پشت در ببین که گدا سر به شانه است از پشت در ببین که بهانه اعانه است از پشت در ببین که گدایی بهانه است در غیبت پدر پسر آقای خانه است ارباب درست معجزه گر در بیاورد عرشی شدیم با نفس جاودهات با بوی سیب زمزمههای شبانهات از اشکهای نیمه شب عاشقانهات تو در دعا و دامن تو بین خانهات صد ها شکوفه وقت سحر در بیاورد مارا که کشته کرب و بلایت هنوز هم مارا به خون نشانده صدایت هنوز هم پایین پا فقط شده جایت هنوز هم ارباب زادهای و گدایت هنوز هم سر را گرفته است که بر در بیاورد