نگاهِ لطفِ سلیمان کجا و مویهیِ مور میانِ میکده مستی کنم به عشقِ حضور بریز باده برایم، بریز باده ز دور نشستهام که کند ساقی از خرابه عبور شدم خرابِ زیارت، یکی مرا ببرد یکی مرا حرمِ شاهِ کربلا ببرد اگر سبویِ شکسته برات آوردم شَمیمِ تربتی از کربلات آوردم ز گریهیِ سحر، آبِ فرات آوردم مرا بخر که فقط سیئات آوردم کشیده در بغلِ خود مرا طوافِ حبیب مرا رسانده به یوسف نَخِ کَلافِ حبیب نگاهِ من به غبار و به قابِ ششگوشه است سلام دادم و اشکم جوابِ ششگوشه است به دستِ خالیام اینجا، شرابِ ششگوشه است مرا ببوس، دلم مستِ خوابِ ششگوشه است مگر ز ساغرِ ارباب، بهترش هم هست خرابِ بادهیِ او مستِ اکبرش هم هست دَمِ ضریح شنیدم حسین گفت اکبر به پایِ او که رسیدم حسین گفت اکبر همینکه ناز کشیدم، حسین گفت اکبر حسن نوشتم و دیدم حسین گفت اکبر بویِ حسن طرفِ خانهیِ حسین آمد بیا برادر ریحانهیِ حسین آمد زمانِ آمدنش، عرش بیقراری کرد فضایِ خانهیِ ارباب را بهاری کرد دعایِ فاطمه را در مدینه جاری کرد کَرَم ز دستِ حسن داشت، سفرهداری کرد ببین به صورتِ او جلوههایی از ثَقَلِین علی و احمد و زهرا و مجتبیٰ و حسین شبِ علی شده، مشکلگشا اباالفضل است طرف حسابِ فقیر و گدا، اباالفضل است کسی که اینهمه همشانه با اباالفضل است علیاکبرِ لیلاست یا اباالفضل است نگینِ دُرِ نجف را ببین در انگشتش همان که کرب و بلا را گرفته در مشتش علی اذانِ خدا و علی صدایِ حسین علی کتابِ خدا و علی دعایِ حسین مؤذنی که گرفته به دست عبایِ حسین پسر شده که بیفتد به رویِ پایِ حسین خدا کند نخورد چشم، قد و بالایش خدا کند که نیفتد پدر به پاهایش همینکه لختهیِ خون از رویِ دهان آمد حسین با سَرِ زانو، کِشان کِشان آمد صدایِ خندهیِ اَلواتِ شامیان آمد عقیله از حرمِ خود، دَوان دَوان آمد شهید جمع شده زیرِ دست و پا، ای وای هزار تکه علی ریخت در عبا، ای وای