تصویر حاج حسین سازور - شب عشق است بیارید همه دل‌ها را

شب عشق است بیارید همه دل‌ها را

[ حاج حسین سازور ]
شب عشق است، بیارید همه دل‌ها را
به مدینه برسانید سلامِ ما را

آسمان خاک‌نشینِ درِ مِیخانه شده
تا بنوشد قدحی از میِ این صَهبا را

ماه امشب به زمین آمده با عشق و جنون
تا ببوسد کفِ پای نوه‌ی مولا را

یوسفان، ماه‌رُخان از پیِ هم می‌آیند
تا ببینند جمالِ پسرِ لیلا را

به سوی عرش تبرّک ببَرند از امشب
خاکِ زیر قدمِ عشقِ بنِی‌الزّهرا را

خنده‌های علی‌اکبر روی دستانِ حسین
بیش‌تر از همه‌کس بُرده دل سقّا را

شبِ میلاد شده موجِ کرَم می‌آید
امشب از راه اذان‌گوی حرم می‌آید

*****

هیچ‌کس از علی‌اکبر بخدا سرتر نیست
بیش‌تر نیست ز پیغمبر اگر، کمتر نیست

تا که چشمان خودش را به عمویش وا کرد
عمویش گفت روی دستِ علی‌اکبر نیست

علی آمد که به لیلا همه تعظیم کنند
علی آمد که بدانند حسین ابتر نیست

این‌چنین گُل‌پسری قسمتِ هر بابا نیست
این‌چنین تاجِ سَری قسمتِ هر مادر نیست

دستِ او سفره اگر پهن کنَد، می‌بینی
هیچ دستی بجز این دست گداپرور نیست

عالَمِ بی علی‌اکبر بخدا عالَم نیست
محشرِ بی علی‌اکبر بخدا محشر نیست

جای دارد که به هر ثانیه حسرت بخورد
هر کسی پا به رکاب نوه‌ی حیدر نیست

به جنون می‌رسد عالَم ز تماشات علی
عرش هم سجده کنَد به قد و بالات علی

*****

خاکِ زیر قدمش تاجِ سرِ شاهان است
روح او جانِ جهان است و جهانِ جان است

دلش آیینه‌ی وحی است و جمالش قرآن
نفَسش باد صبا، چشمِ تَرش باران است

پیش او قیمت نوکر چقدَر می‌ارزد
پیش او قیمت یوسف چقدَر ارزان است

تا که می‌گوید اذان، عرش به خود می‌گوید
چقدر این نوّه‌ی فاطمه خوش‌الحان است

قطره‌ای از سکناتش، وجناتش دریا
شرح و تفسیر کمالش خودِ "المیزان" است

شب میلاد علی بس که همه کف زده‌اند
دست‌ها سرخ شده یا که حنابندان است

علیِ اوّلِ اربابِ دو عالَم آمد
هشتمین بانی شب‌های مُحرّم آمد

*****

موقع هوهوی تو ارض و سماء می‌لرزد
لشکر از رزم تو بی چون و چرا می‌لرزد

تو اگر "نَصرُ مِنَ‌ الله" بگویی بخدا
آسمان، خاک، زمین، آب، هوا می‌لرزد

مثل عبّاس تو با سبک علی می‌جنگی
تو به میدان بزنی، کرب‌وبلا می‌لرزد

نعره در خاک بزن تا که ببینی اصلاً 
شنوا هیچ، تنِ ناشنوا می‌لرزد

تو اراده بکنی، تیغ اگر برداری
بدن نحسِ تمامِ رُقبا می‌لرزد

تو و عبّاس که یک‌باره به میدان بزنید
عرش هم زیر قدم‌های شما می‌لرزد

هم علی هستی و هم احمد و هم فاطمه‌ای
تو علی‌اکبرِ اربابی و عشق همه‌ای

*****

تو به میدان آمدی و لحظه‌ی ایثار آمد
موقع حمله‌ی شاگرد علَمدار آمد

پیرمردان همگی جنگ رها کردند و
همه گفتند به هم احمد مختار آمد

ناگهان نام علی روی لبت صاعقه زد
زَهره‌ها آب شد از آن طرف آمار آمد

آن‌چنان چرخش تیغ تو سر انداخت زمین
فکر کردند همه حیدر کرّار آمد

داشت دشمن ز رجزخوانی تو در می‌رفت
زیر پاهای تو عقاب به اجبار آمد

مثل آن روز که حیدر به دل خیبر زد
مَلکُ‌الموت دگرباره به احضار آمد

با جگرها همه‌شان بی‌جگر و خوار شدند
همه در پنجه‌ی تیغ تو گرفتار شدند

*****

یا علی گفتی و کفرِ همه بالا آمد
کینه و بغض علی باز به دل‌ها آمد

تیغی از راه رسید و به سرت دست کشید
بعد از آن موقعِ لرزیدن دل‌ها آمد

ابر بارید ولی قطره به قطره خون بود
اشک هم در دلِ دیده به تماشا آمد

اسب برگشت ولی خیمه نه، سمتِ لشکر 
نیزه‌ها پشتِ سرت، همهمه بالا آمد

ارباً اربا شدن پیکر تو حتمی شد
لحظه‌ی گریه و خَم گشتن بابا آمد

یک نفر پشتِ سرش سینه‌زنان می‌آمد
عمّه‌ات هم وسط لشکر اعدا آمد

تا حرم گریه‌کنان تا خبرت را بردند
پیکرت را نه، کمی از بال و پَرت را بردند

حسین...

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت علی اکبر (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد