سحر آمد کبوتریم همه
حاج حسین سازورپسندیدن1
بازدید100+
سحر آمد، کبوتریم همه اکثراً ناز میخریم همه عاشقی دردسر کشیدن داشت غالباً، ما گران سریم همه به گریبان ما، نگاه مکن جامه از شوق، میدریم همه (به پدر مادر تو مدیونیم رعیت هستیم، نوکریم همه) ۲ کُنهِ الله اکبری شما ما گدایان اکبریم همه بردن نام تو، طَرب دارد گر نمیرد کسی، عجب دارد سَلَّمَ الله، لطف دستانت کَثَّرالله، لقمهی نانت عوضم کرد، گوشهی چشمت طَیِبَ الله، بر دو چشمانت من و غیر از شما، مَعاذَ الله قَدَسَ الله، عشق سوزانت هرچه میخواستم، دو چندان داد نَوَّرالله، بیت احسانت بس که مبسوس ذات، جلوه شدی قل هو الله شد، غزل خوانت حضرت منطبق به ذات الله اشهد اَنَّکَ، صراطَ الله وَ فَدَیناه، جرعه نوش دمت و اِذَا الشَّمس، میدهد قسمت ما به اِنَّالصطَفی، گرفتاریم مصطفی هم، به ابروان خمت بی جهت نیست، جلوهی حسنیت مجتباییست، سفرهی کرمت خوش اذان حسین، واله شد مأذنه، زیر سایهی علمت ما عَرفناکَ حقَ معرفتِک هرچه گوییم باز هست کمَت ای فرا از سخن، علی اکبر همهی پنج تن، علی اکبر در نگاهت، شراب ریختهاند جذبهی مستجاب ریختهاند دور میخانهی لبت چقدَر مست خانه خراب، ریختهاند خون ما را به پای خوب کسی بی سؤال و جواب، ریختهاند زیر سجادهی نماز شب تو زِبرجد ناب ریختهاند کیست غیر تو اینهمه حیدر در رگت بوتراب، ریختهاند ای جلالت تمام قد زهرا خندههای تو میشود، زهرا نفحهی ناب نوبهاری تو ما کویریم، تا بباری تو یک بنی هاشمند، در طلبت کشته مرده زیاد داری تو اسدالله زادهای حتماً یکه تازی و تک سواری تو ابرویت، گیسویت، لبت، چشمت صاحب چند ذولفقاری تو؟ نوکری تو شد نشانهی ما ای به قربان تو، جوانی ما از لبت، آبشار بوسه گرفت پدری بیقرار، بوسه گرفت عمهات با نوای لالایی از تو در گاهوار، بوسه گرفت عطش کام تو بهانه شد و لبت از کام یار، بوسه گرفت