نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز احساس تکلّم میکنم کوزهای هستم ترنم میکنم فکر طغیان کردهام، نیلم کنید رودی از امواج تمثیلم کنید من درون خود دلم را دیدهام خیر باشد قاتلم را دیدهام من روایت میکنم خورشید را نمرههای عالی توحید را من حکایت میکنم شهزاده را این رسول اکرم افتاده را (کیستی ای ارتعاش بیعدد؟ اکبری یا قل هو اللهُ الاحد؟)2 چون به میلادت مصادف میشویم خود به خود انگار عارف میشویم السلام ای مصطفای صیقلی یا علی ابن حسین ابن علی (ای دل امشب بیشتر بیتاب باش محو آقازادهی ارباب باش دلبری محو رخ دلدادهای به چه آقایی، چه آقازادهای حرف جانبازی شود، آماده اوست ای برادر بنگر آقازاده اوست جانفدای مکتب و دین است این رسم آقازادگی این است، این عدّهای لفظ ز معنا خالی اند بس که آقازادهی پوشالیاند عدّهای فکر عبور از مردماند در همین شهراند و دور از مردماند پای صندوق آفتابی میشوند پشت جبهه انقلابی میشوند فکرشان دنبال حزب و دسته است انقلاب از دست اینها خسته است) ۲ دیده ملت آخر هر چیز را فرق خدمتکار و عشق میز را ما نخوابیدیم بیداریم ما ملت تشییع سرداریم ما او که قبرش هم کنار مردم است همچنان خدمتگزار مردم است (آی مسئول عزیز و محترم)2 خادم مردم بمان در این حرم تا ابد باری گران بر دوش توست مردم ما جایشان آغوش توست صندلی اینجا فراوان ریخته پای آن خون شهیدان ریخته هیچ امید دل دشمن نباش تکّهای از پازل دشمن نباش آه از آنکس که ناکس میشود دشمن از رفتار او حس میشود با همه این حرفها حُرّیم ما از شهیدان که نمیبرّیم ما بیخبر از حال کشور نیستیم باخبر هستیم که میایستیم یک دل و یک رأی و یکرنگیم ما از همان آغاز در جنگیم ما عرصه بر اهل حقیقت تنگ نیست لحظهای دنیا بدون جنگ نیست چون زنم بر سینه سنگ صلح را کی جهان دیده است رنگ صلح را؟ هرکجا آیینه هست و سنگ هست جنگ هست و جنگ هست و جنگ هست جنگ حتماً موشک و خمپاره نیست خانههای مردم آواره نیست (کار او تغییر باورهای ماست)2 جنگ گاهی پشت سنگرهای ماست الغرض این جنگ، جنگ ریشههاست عرصهاش امروز در اندیشههاست رزمگاه دیگری برپا شده است نوبت جنگ روایتها شده است جنگ مابین امید و خستگی جنگ استقلال با وابستگی جنگ ویرانی و آبادیست این جنگ استبداد و آزادیست این جنگ استعمار با حقخواهی است بیتفاوت بودنم کوتاهی است نیست در عالم به غیر از این دو راه راه کاخ سبز، راه قتلگاه نیست اینجا یک دو قطبی بیشتر حق و باطل، کفر و ایمان، خیر و شر عزم ما بر مکر دشمن غالب است دشمن و دلسوزی ما، جالب است ردّی از دشمن که دیدی مکث کن (هرچه که او خواست تو برعکس کن)2 خانهای را که به زحمت ساختیم بگذریم از آن یقیناً باختیم حفظ باید کرد این احساس را حفظ باید کرد این میراث را من شعارم مرگ بر ناکامی است رأی من، جمهوری اسلامی است جنگ یعنی جنگ تاریکی و نور صلح باشد صبح فردای ظهور (در مخزن لایموت دردانه علیست)2 در کون و مکان امیر فرزانه علیست در کعبه ظهور کرد تا برهمه کَس معلوم شود که صاحب خانه علیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد