ای پنجمین امام که معصوم هفتمی

ای پنجمین امام که معصوم هفتمی

[ حنیف طاهری ]
ای پنجمین امام که معصوم هفتمی
از ما تو را ز دور سلام علیکمی

بردرد جهل خلق ز عالم طبیب تر
نامت غریب و قبر زنامت غریب تر

وقف علوم و دانش و دین کرده هم خویش
باشی کنار ابن و ابو و امّ عمّ خویش

آب و گل سجیت تو جز کرم نداشت
دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته‌ای نداشت حرم مرقدی نداشت
صحن و سرا نیافتم و گنبدی نداشت

این خاک عشق باشد و بر باد کی روم؟
غم های عهد کودکی از یاد کِی رود

آتش به خرمن جگر از آه با تو بود
یک عمر خاطرات همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی زسینه آه
اما چه خوب شدی که نرفتی به قتلگاه

تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای
بر روی رحل ناقه چو قرآن نشسته‌ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای
بر روی خار همره طفلان دویده‌ای

دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را
داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را

از غم دلم خدا خبر داره 
اگه من آه بکشم اثر داره
مثل من چند نفر و سراغ دارید
که دل سوخته‌ی شعله‌ور داره

از چهار سالگی درد و غم دیدم
توی یک روز قد یک عمر ستم دیدم

شمر و با کینه‌ یک بار تو قتلگاه
یک دفعه‌ام تو غارت حرم دیدم

دلخوشی هام یهو ناپدید شدن
عمو هام جلو چشام شهید شدن

وقتی برمی‌گشتیم از بالای تل
موهای دخترامون سفید شدن

دیگه از شام غریبون نمی‌گم
از رباب و چشم گریون نمی‌گم
دیگه از اون دوتا دردانه‌ای که
گم شدن تو اون بیابون نمی‌گم

راویه مصیبت‌های باز شدیم
اسیره یک مشت یتیم‌ نواز شدیم
تا که خوب حق مونُ ادا کنن
سوار ناقه‌ی بی‌جهاز شدیم

به دلای زخمی‌مون چنگ میزدن
صورتامونُ با خون رنگ میزدن
کوفیا به جای مهمون نوازی
دم دروازه به ما سنگ میزدن

همه‌ی قافله‌مون خسته بودن
پر و بال ما رو شکسته بودن
من و با رقیه تو ورود شام
نانجیب‌ها به طناب بسته بودن

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم
با این تفاوت که تو دختر بودی‌و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما
آن لحظه تو محتاج معجر بودیُ

نفرین هماره باد بر شام
ولله مرا زدند در شام

کردند زغم کباب مارا
بستند به یک طناب ما را

با اینکه عزیز بوترابم
بردند به مجلس شرابم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات