نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو یکسره، بر چشم لشکر بودی و من نه چون صاحب خلخال و زیور، بودی و من نه فهمیدم آن لحظه، که نا محرم تو را میزد از چند صورت، مثل مادر بودی و من نه ما هر دو از بازار شامیها گذر کردیم با این تفاوت که، تو دختر بودی و من نه در معرض چشم حرامی بودهایم اما آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد