عاقبت آه کشیدم، نفس آخر را

عاقبت آه کشیدم، نفس آخر را

[ حاج محمود کریمی ]
عاقبت آه کشیدم، نفس آخر را
نفس سوخته از، خاطره‌ای پرپر را

روضه‌خوانی مرا، گرم نمودی ای زهر
روضه‌ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه‌ی شب‌های محرم هستم
شکر ای زهر، ندیدم سحری دیگر را

باورم نیست، هنوز آنچه دو چشمم دیده
باورم نیست، تماشای تنی بی سر را

باورم نیست، غروب و حرم و آتش و دود
دیدن سوختن چار قد دختر را

(غارت خوود و علم، غارت گهواره و مشک
غارت پیروهن و، غارت انگشتر را)۲

ذوالجناحی که ز یالش به زمین، خون می‌ریخت
نیزه‌هایی که ربودند، سر اصغر را

آه از گوشه‌ی ویرانه، که دق مرگ شدیم
تا که هم بازی من، زد نفس آخر را

عمه جانم، عمه جانم، عمه جان قدکمانم...

کمک عمه شدم تا بدنش خاک کنیم
بین زنجیر نهان کرد تنی لاغر را

چنگ بر خاک زدم، تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش، تکه‌ای از معجر را

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام باقر (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات