نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سینهی تنگم مجال آه ندارد جان به هوای لب است و راه ندارد گوشهی چشمی به سوی گوشهنشین کن بهتر از این گوشه کس پناه ندارد هر که گدایی ز آستان تو آموخت دولتی اندوختی که شاه ندارد گرچه سیَهرو شدم غلام تو هستم خواجه مگر بندهی سیاه ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد