نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قبل از تو عشق، یک سند معتبر نداشت مثل پرنده بود ولی بال و پر نداشت در خلقت زمین و زمان، هر چه هست و نیست پروردگار غیر تو قصدی دگر نداشت شأن تو بود دختر خَیرُالبشر شدن هیچ آفریده قبل وجودت پدر نداشت اِعجاز با وجود تو معنا گرفته بود ایمان به تو نیاز به شَقُّالقمر نداشت فهمیده بود بعد خودش تو مسافری وَرنه پدر بدون تو قصد سفر نداشت میشد علی بدون تو تنهاترین علی دنیا به جز تو لایق او یک نفر نداشت دستش به ذوالفقار نمیرفت در نبرد نام تو را به روی زبانش اگر نداشت دلتنگ شد خدا و تو را از زمین گرفت یک فاطمه که در دو جهان بیشتر نداشت هر کس شنید حال تو را در خودش شکست با گریه گفت خانهات ای کاش در نداشت کم کم لباس شادی من آب میرود از باغ خانهام گل شاداب میرود با حال و روز تو ز دلم تاب میرود از شهر روشنایی مهتاب میرود حس کردهام حضور غریبه فراق را تا فِضّه بسته است در این اتاق را این روزها که دست به زانو گرفتهای انگار دردِ مُمتد پهلو گرفتهای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد