نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زهرا گذشت و خاطرههایش هنوز هست در مسجد مدینه صدایش هنوز هست شهری که بود شاهد اندوه فاطمه سرشارِ موج گریه فضایش هنوز هست در کوچههای غمزده و بیفروغ شهر هر جا نظر کنی رد پایش هنوز هست از بوستان عترت یاسین و باغ وحی گل رفت و باز عطر وفایش هنوز هست سوز مصیبتش نشد از سینهها برون آن داغ بر دل همه جایش هنوز هست در خانهای که فاطمه چون چلچراغ بود نور و صفا به صحن و سرایش هنوز هست در آستانهی درِ آن روضهی بهشت بانگ و نوای وا أبَتایش هنوز هست راز و نیاز فاطمه را تا شود گواه محراب هست و موج دعایش هنوز هست گر سر زند به کلبهی احزان او کسی پی میبرد که شور و نوایش هنوز هست دست ستم اگرچه فدک را از او گرفت آن خطبهی بلیغ و رسایش هنوز هست رسم شهیدپروری از اوست یادگار شور حسین و کربوبلایش هنوز هست تا انتقام مادر خود را کِشد ز خصم مهدی که باد جان به فدایش، هنوز هست در دست او صحیفهی زهرا امانت است آیینهی تمامنمایش هنوز هست گر نیستیم قابل دیدار او «شفق» ما را به سینه شوق لقایش هنوز هست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد