نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره شب شد و سردرد دارد بميرم باز مادر درد دارد از اين پهلو به آن پهلو شد و گفت: عزيزم، زخم بستر درد دارد شنيدم در قنوت وتر میگفت: خدايا مرگ كمتر درد دارد بر اين سوره بيا و دست مگذار كه آيه آيه كوثر درد دارد ز اشک باغبان پرسيدم و گفت: نگاه ياس پرپر درد دارد گذشت و عصر عاشورا چشيدم غلاف و دست كافر درد دارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد