نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره مرغ روحم، هوای كربلا كرد دل شكسته ام را، اسیر و مبتلا كرد نه طاقت و توانم، به لب رسیده جانم كه هر چه كرد با من فراق كربلا كرد فدای شیرخواری كه وقت جان نثاری دو چشم خویش بست و دو لب به خنده وا كرد فدای آن جبینی كه تا دو تا شدستی ز كوه غصه پشت حسین را دوتا كرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد