ببین چشمای بهاریم و چشماتو وا كن
سیدمهدی میردامادپسندیدن5
بازدید2.2K
ببین چشمای بهاریم و چشماتو وا كن برادر زاده یه بار دیگه من رو صدا كن نكش اینجوری نفس، آخرتو دم خیمه منتظرِ مادر تو نمی دونه چی اومده، به سر تو اَمون از درد غریبی، ای وای ای وای تو كه عمری روی زانوی من قد كشیدی پیش چشمای عمو حالا راحت خوابیدی كنار جسمت ای شكسته آئینه تا چشم من كار می كنه، سنگ می بینه چی جوری خوردت كرده دشمن از كینه بیا و شعله بر دلِ، دریا نكش چنین از دل ناله ی یا زهرا نكش پیش من روی خاكا اینقدر پا نكش اَمون از درد غریبی، ای وای ای وای ببین قاسم دل پریشونم از پریشونیت می گیرم از نعل اسبای دشمن نشونیت تموم صحرا پرشده، از بوی تو شكسته مثل مادرم، پهلوی تو