تصویر حنیف طاهری - توان واژه کجا و مدیح گفتن او

توان واژه کجا و مدیح گفتن او

[ حنیف طاهری ]
توان واژه کجا و مدیح گفتن او
قلم قناری گُنگی ست در سرودن او

کشیدنش به صحاریِ شعر ممکن نیست
کُمیت معجزه لنگ است پیش توسن او

چه دختری! که پدر پشت بوسه‌ها می‌دید
کلید گلشن فردوس را به گردن او

چه همسری! که برای علی به حظّ حضور
طلوع باور معراج داشت دیدن او

(هرکسی شب به سر آید و سامان گیرد
تو نگفتی که من بی سر و سامان چه کنم؟

منم که روی تو را در تراب می‌بینم
به زیر خاک سیه آفتاب می‌بینم

هزار حیف که دیگر تو را نخواهم دید
مگر به خواب که آن هم به خواب می‌بینم)

(لبخند می‌زند که بخندند بچّه‌ها
مادر اگر که جان بدهد باز مادر است)

چه مادری! که به تفسیر درس عاشورا
حریم مدرسه‌ی کربلاست دامن او

بمیرم آن همه احساس بی تعلّق را
که بار پیرهنی را نمی‌کشد تن او

(زیر این چرخ کهنسال تو در شام زفاف
جامه‌ی نو پِی انفاق درآری ز برت)

دمی که فاطمه تسبیح اشک بردارد
پیام می‌چکد از چلچراغ شیون او

(همسایه داشت ولی گوش او کر است
یک گوشه کر نبودنش از بود بهتر است

تفسیر فاطمیه ز کوثر همین بُود
آن کس که ضربه زد به در خانه ابتر است

با چند سنگریزه که بسته نمی‌شود
این چشمه‌ی همیشه خروشان کوثر است)

از آن ز دیده‌ی ما در حجاب خواهد بود
که چشم را نزند آفتاب مدفن او
*****
من بلبل عشق در قفس می‌سوزم
گهگاه خموشم و سپس می‌سوزم

از ضربت در شکسته چون سینه‌ی من
هر بار که می‌کشم نفس می‌سوزم
*****
بر سینه‌ی شکسته‌ی تو چون نظر کنم
افتم به یاد سینه‌ی مجروح مادرم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حنیف طاهری حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد