تصویر حسن حسینخانی - بیا که جان به لب آمد زِ شوق دیدارت

بیا که جان به لب آمد زِ شوق دیدارت

[ حسن حسینخانی ]
بیا که جان به لب آمد زِ شوق دیدارت
همیشه یار دل من، خدا نگه‌دارت

چو اشک بر سر بازار دیده، پای گذار
اَلا که گرم‌تر از محشر است بازارت

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

دست من آبرویم را جلوی مردم بُرد
به تلافیش تو دست دگرم را بشکن 

پای بیرون بنه پیشانیِ من سجده کند
بعد از آن مُهر نماز سَحرم را بشکن 

ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری 
با خبر باش که سر می‌شکند دیوارش

اگر از کوچه‌ی معشوق عبورم دادند
من اگر که نشکستم تو سرم را بشکن

آن‌قدر این دل من گریه نکرد قفل شده 
یک شب جمعه بیا قفل حرم را بشکن
 
نامه دادم به تو دیروز جوابش نرسید 
آه کمتر دل این نامه‌برم را بشکن

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسن حسینخانی مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد