گریه کردم مرا پسندیدی
محمدحسین پویانفرپسندیدن15
بازدید18.8K
گریه کردم مرا پسندیدی
از گنهکاریام نرنجیدی
گرچه دارم همیشه اُمّیدی
آمدیم و مرا نبخشیدی
آبرودار، آبرو بردم
من همانم که بد زمین خوردم
طاعت بندهی تو پوشالیست
هر دو دست گداییام خالیست
درد من درد بیپر و بالیست
سرِ عصیان من چه جنجالیست
جا زدم من ولی تو جا نزدی
طبل رسوایی مرا نزدی
کار من به کجا کشیده شده
وای از این بنده که دریده شده
طالعم بین روضه دیده شده
فاطمه گفته او خریده شده
این محرّم به حقِّ مادرمان
مرتضیٰ را به دادِ ما برسان
نفسم تنگ شد هوا بفرست
از کرمخانهات دوا بفرست
یک نسیمی ز کربلا بفرست
اربعین از نجف مرا بفرست
زیر پای علی جنازهی ماست
دست زهرای او اجازهی ماست
عاشقم من نشانه دارم باز
گریهی عامیانه دارم باز
هرشب جمعه بهانه دارم باز
دور ششگوشه خانه دارم باز
من فدای کسی که شد پامال
کمرش خُرد شد تَهِ گودال
آب نه، نیزه خورد و مادر دید
چقدر داغ زیر خنجر دید
کاش چشم ترش نمیگردید
خواهرش را بدون معجر دید
پیش ناموس غارتش کردند
نگران اسارتش کردند
خواهرش در مسیر حیران بود
دور تا دورِ محمل عریان بود
دخترش زخمی از مغیلان بود
خسته از گیسوی پریشان بود
تا که چشم رقیّه تَر میگشت
روی نیزه حسین برمیگشت
(کفن که دست مرا بست دست تو باز است
و دست باز تو یعنی بیا در آغوشم)
* * * *
بوریایی که در آن پیکر تو جمع شده
بود پاره، ولی از جسم تو سالمتر بود
وای حسینم ...