
از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را به وصالَت نرسیدیم و ندیدیم تو را روزیِ ما فقرا شربت وصل تو نبود زهرِ هِجر تو چشیدیم و ندیدیم تو را شاید ایّام کهنسالیِ ما جلوه کنی در جوانی که دَویدیم و ندیدیم تو را چقدَر چلّه نشستیم و عزادار شدیم چقدَر شمع خریدیم و ندیدیم تو را گاهی اندازهی یک پرده فقط فاصله بود پرده را نیز کِشیدیم و ندیدیم تو را سعی کردیم که شبی خواب ببینیم تو را سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تو را مدّتی در پِیِ تو رِند و نظرباز شدیم همه را غیرِ تو دیدیم و ندیدیم تو را فکر کردیم که مشکل سرِ دلبستگی است از همه جز تو بُریدیم و ندیدیم تو را لااقل کاش دَم خیمهی تو جان بدهیم تا بگوییم رسیدیم و ندیدیم تو را ***** (اگر رد میشوی از این محلّه نگاهی بَر گدای بینوا کن)