نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بعید بود به دل اعتنا نمیکردم غمی برای خودم دست و پا نمیکردم کسی شکستنِ قلب مرا نمیفهمد اگرچه آینه بودم صدا نمیکردم به انتظار نشستهام عجب مکافاتیست گمان این همه تأخیر را نمیکردم منِ خراب کجا و خرابِ یار شدن؟ زمان عقب برود ادّعا نمیکردم آقا گناهکاریِ من مایهی عذاب تو شد وفا که هیچ نمیشد جفا نمیکردم هزار مرتبه کج رفتم و تو بخشیدی ولی چه فایده من که حیا نمیکردم! همیشه رخوتِ من دور کرد از تو مرا همیشه تنبلیام را بهانه میکردم اگر وصال تو یک بار سهم من بشود تو را دقیقهای از خود جدا نمیکردم برای کشتن من اشارهای بس بود قسم به جدّ تو چون و چرا نمیکردم هنوزم که هنوز است دوستت دارم وگرنه من این همه آقا بیا نمیکردم دلم گرفته علاجش کجاست؟ نزد حسین چگونه آرزوی کربلا نمیکردم؟ مگر تنش چقدَر زیر نیزهها پاشید؟ خیال آمدنِ بوریا نمیکردم!
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد