نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام ای آشنای سالو ماهم سلام ای عهد و پیمانِ قدیمی سلام ای ماهِ پنهان از نظرها سلام ای مهربان یارِ صمیمی دلی دارم، پر از هجرانت ای دوست من از تنها به تنهایی رسیدم دویدم گرچه پایی لنگ دارم شنیدم جمعه میآیی، رسیدم سرِشب، توبه کردم مثلِ هربار سحر شد، بادعایت عهد بستم ولی صبح آمد و ظهر آمد و باز همان عهدی که بستم را، شکستم گُنهکارم، خودم میدانم آقا دلیلِ اینهمه دوری، منممن تو خیلی مهربانی، از عجب نیست اگر برآب و آتش میزنم من سرِبازارِ دیدار تو هر روز ضرر کردم، دلم بیمشتری ماند گرفتن، از تو مردم حاجت اما براتِ من که بودم آخری، ماند اگر ما دل، هوایِ یار داریم اگر ما سر، سرِ دیدار داریم بیا مولا، گره بسیار داریم بیایی کاش، خیلی کار داریم بنازم عشق را، آنجا که معشوق برایِ این دلِ زارم تو باشی بنازم عسق را عمریست دیدم فقط یارم، فقط یارم تو باشی تو ای فرزندِ راهِ روشن و نور تو ای ماه منیرِ آفرینش تو ای زیباترین تصویرِ هستی تو ای تنها امیرِ آفرینش اگر در ندبههای صبحِ جمعه اگر در بغضهای عصرگاهی اگر خواندم تو را یعنیکه جز تو در این عالم ندارم تکیهگاهی تو کشتیِ نجاتِ حضرت عشق تو میدانداری و تو ناخدایی برایِ جمعِ ما گمکرده راهان تو مصباحُ الهُدایی، رَهنَمایی تویی که دستهای مهربانت نوازش میکند دلدادهها را همان دستی که میگیرد در آخر میانِ نوچهها دستهای ما را اگر یادِ تو از این دل نرفته یقیناز برکتِ خونِ شهید است مسلمان خوب میداند که اسلام از اول نیز مدیونِ شهید است تویی که میخری از بینِ عشاق کسانی که رفیقِ راه هستند کسانی را که میدانی بهواقع به حقانیتَت آگاه هستند همانهایی که بر احیاء گشتند به نزدِ حضرت باری تعالی همانهایی که عکس و نام آنها شده سربندِ شهر و کوچهها حالا همانهایی که با ما توی هئیت به اشکو بغضو ناله مینِشستند همانهایی که وقتِ لطمهخوانی سرِ سرگشتشان را میشکستند همانها سینه زنها گریهکُنها همانهایی که خدامُ الحسیناند همان آزاد مردانِ شهیدی کَز اول صید در دامِ حسیناند رفیقان، با شهیدان زندگی کن بیا باری ببند اللهاکبر پیام حالِ آنان را شنیدی شهیدان زنده اند، اللهاکبر شهیدان زندهاندو زندگی را برایما به معنا مینشینند نظر دارندو میبینند، ارباب کجا بنشسته، آنجا مینشینند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد