تا فکر و ذکر من همه دیدار دلبر است

تا فکر و ذکر من همه دیدار دلبر است

[ سیدرضا نریمانی ]
تا فکر و ذکر من همه دیدار دلبر است
من در میان جمع و دلم جای دیگر است

من در میان جمع و دلم سمت سامراست
آنجا که اشک زائرش از آب کوثر است

دیری است رفته است و دگر برنگشته است
دیری است آسمان دلم بی‌کبوتر است

او پیش رو نشسته و من کورم از گناه
او می‌زند صدایم و ما گوشمان کر است

آواره‌ایم در هیئات و شنیده‌ایم
در روضه احتمال حضورش قوی‌تر است

شاید صدای گریه آقا بلند شد
چون روضه‌های مادر او گریه آور است

در فاطمیه پهلوی او تیر می‌کشد
او نیز زخمی غم دیوار و آن در است

آقا سری بزن به مدینه نگاه کن
کوچه بدون نور تو صحرای محشر است

آقا بگو چگونه تحمل بیاورد
یک زن که در مقابل یک فوج لشکر است

انگار در گلوی شما بغض می‌شود
آن ریسمان که بسته به دستان حیدر است

واسه روزای قشنگمون دلم تنگ شده
همه میگن درِ خونه‌ی علی جنگ شده
بار شیشت به چه جرمی هدف سنگ شده

ببخش علی رو
اگه خونم واست امنیت نداشت
ببخش علی رو
اگه دشمن پا رو چادرت گذاشت

چرا رنگ و رو نداری صورتت زرد شده
خونمون پاخور یک عده‌ای نامرد شده
کاشکی میشد ببینیم محسنمون مرد شده

ببخش علی رو
زدنت تو کوچه مردا فاطمه
ببخش علی رو
نمیاد دست تو بالا فاطمه

علی رو حلال کن، واسه زخم بازوت
علی رو حلال کن، واسه درد پهلوت
علی رو حلال کن، واسه دست بسته ش
نتونست که برداره اون در رو از روت

نظرات