نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای نشان طلبت تشنهی دیدار شدم در پی یاریات ای یار، گرفتار شدم با کلاف جگر ریش شده بر سر راه سر بازار غم عشق خریدار شدم هجرت از من به تو سخت است ولی دست شماست یک غریبه به سر کوی شما یار شدن با وجودی که دلم سخت به رحم میآید اما با نگاه تو توان محرم اسرار شدن به رضای تو فقط دوست مرا میبخشد توبهای باید و چشمان گوهربار شدن من پشیمانم و از کردهی خود بیزارم نیست در زیر لحد فرصت بیدار شدن در همینجا مدد از شاه نجف میگیرم میسزد قنبر تو حیدر کرار شدن به جز از کوی شما قصد گدایی ننگ است در این خانه مگر سائل دربار شدن در رکوعی که علی سائل خود رد نکند بهتر آن است که مشغول به این کار شدن ساربان هم نرود دست تهی از گودال کاش انگشت نمیبرد به این خار شدن آهی از گوشهی گودال بلند است هنوز انتظار فرج این است به او یار شدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد