نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از اینهمه فراق دل کباب شد، بیا دگر زمانه بیتو بر سرم خراب شد، بیا دگر سکینهی زمین و آسمان، امامِ مهربان زمانه سینهاش پُراضطراب شد، بیا دگر مرا زیاد در گناه دیدی و دلت شکست دلم شکست و از خجالت آب شد، بیا دگر خجالتآور است گفتهام، نمایِ شهرمان چقدر بیحیا و بدحجاب شد، بیا دگر فقیرها به زیر پای اغنیا فدا شدند دوباره از حقیقت اجتناب شد، بیا دگر هوا بدون بودنَت، جهنم است بیگمان نفسزدن برای ما عذاب شد، بیا دگر هزار و یک طریق خواندمَت بیا، نیامدی به هر دری زدم، دلم جواب شد، بیا دگر هنوز میرسد نوا، حسین زیرِ دستوپا… میانِ خون محاسنش خضاب شد، بیا دگر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد