تصویر سیدرضا نریمانی - گرچه در عرشی و آنجا سرفرازی می‌کنی
تبلیغات نوا

گرچه در عرشی و آنجا سرفرازی می‌کنی

[ سیدرضا نریمانی ]
گرچه در عرشی و آنجا سرفرازی می‌کنی
از گنهکاران خودت، مهمان‌نوازی می‌کنی

سوّمین قدر آمده دیر آمدم سرگشته‌ام
رفتم و با آبروی رفته‌ام برگشته‌ام

نیستم دلواپس این‌که مرا رسوا کنی
دعوتم کردی، چرا باید مرا دعوا کنی؟ 

سخت‌گیری که کنی جمعی معطل می‌شود
یک نفر توبه کند، کار‌ همه حل می‌شود

برگه‌ی تضمینِ سلطان را بگیر و تا مکن
آبروداری کن و پرونده‌ام را وا نکن

من که گفتم از گنهکاری پشیمانم دگر
پیشِ چشمِ دشمنِ زهرا نسوزانم دگر

آن‌همه سرمایه که دادی، ز کَف دادم ببخش
دیگر امشب به علی قولِ شرف دادم ببخش

جای غمگین بودن اظهار ارادت می‌کنم
باز با ذکرِ علی امشب عبادت می‌کنم

گرچه می‌دانم که فِیضِ تو به عالَم می‌رسد
من فقط دستم به آقای محرّم می‌رسد

مثل حر انداختم پایین سرم را آمدم
خسته از بی‌راهه‌ام دیدم حرم را آمدم

تشنه‌ی جام حسینم کربلا لازم شدم
لنگ لنگان یا رقیّه گفتم و عازم شدم

دست من را دختری که بر زمین خورده گرفت
او گناه نوکرش را باز نشمرده گرفت

گفت بابا خسته‌ام از حرف‌های سرسری
پیر شد عمّه کجا بودی که پر خاکستری

چشم تارم از دو چشم خون خجالت می‌کشد
لکنت من از گلوی تشنه منّت می‌کشد

کو تن و آن حنجر و انگشترت حرفی بزن
خورده‌ام زخم زبان با دخترت حرفی بزن

من که دندانم شکسته وای دندان تو را
مو پریشانم ولی موی پریشان تو را

ای سر بالا نشین ویران نشین را ناز کن
عمّه مجروح است باباجان بغل را باز کن

پربازدید‌ترین‌های شعر اول سیدرضا نریمانی مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد