نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هزار شعلهی خون بر روی جگر دارم دلم گرفته و خوب است چشمِ تَر دارم بِده نشانیِ من را به حضرت موسی گناه، از همهی خلق بیشتر دارم نشد برای تو قیدِ گناه را بزنم مرا ببخش که اینقدر دردِسر دارم فدای رحمتت، اصلا بزن من را اما اما نخواه تا که از این عشق دست بردارم همیشه منتظر لطفِ یک نفر بودم همیشه چشم بر احسان یک نفر دارم زمانه بر سرِ جنگ است یاعلی مددی دوباره حال و هوای نجف به سر دارم علی علیِ مرا زود میخرد زهرا من از مرامِ دلِ فاطمه خبر دارم فدای حضرت زهرا که گفت: فضّه بیا مرا کمک بِده که درد در کمر دارم نمردهام که کسی حیدرِ مرا بزند سرم شکسته ولی از پَرَم سپر دارم زِ قتلگاهِ خودم، کوچهی بنیهاشم به سوی قتلگهِ کربلا نظر دارم آهای خنجر و شمشیرهای در گودال نگفتهاید به خود، مادرم، پسر دارم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد