نام زهرا شنید و طوفان شد

نام زهرا شنید و طوفان شد

[ سیدمهدی میرداماد ]
نام زهرا شنید و طوفان شد
رگ پیشانی‌اش، نمایان شد

این که دستارِ حیدری بسته است
ذولفقار دلاوری بسته است

به چه کار امده؟ چه سر دارد
این که شمشیر بر کمر دارد

کس جلودار او، نمی‌گردد
هیچ کس، رو به رو نمی‌گردد

غرش حیدر است، طوفان نیست
عرق غیرت است، باران نیست

(در ظهور آمده، وقار علی
قد علم کرده، ذولفقار علی)۲

از ردیف عجایب است این مرد
اسدالله غالب است این مرد

همه در اضطراب و سردرگم
شیر، شوریده بود بر مردم

بیشه درمانده از هیاهویش
فاتح خیبر است و بازویش

نفس از سینه‌ها، نمی‌آمد
غیر زجه، صدا نمی‌آمد

داد میزد، سر تمامیه شهر
بر سر بغض بی مرامیه شهر

خاک اینجاست، قبله‌گاه خدا
کعبه‌ی مخفیه من است اینجا

به خداوند بی مثال و احد
آهنی گر بر این زمین برسد

(لب تیغ من و دمار شما
وای بر حال و روزگار شما)۲

آنقدر می‌کشم در اینجا
تا خون بگیرد تمام صحرا را

از من خون‌جگر، چه می‌خواهید
داغ از این بیشتر، چه می‌خواهید

(یار نه ساله‌ی مرا، کشتید
حضرت لاله‌ی مرا، کشتید)۲

فاطمه از شما که خیر ندید
نود و پنج روز، درد کشید

نود و پنج روز در بستر
ناله می‌زد، برای درد کمر

حسین

سقای دشت کربلا، اباالفضل
سالار دست از تن جدا، اباالفضل

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدمهدی میرداماد حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های سیدمهدی میرداماد

نظرات