اگر به شام سیاهم سپیده سر نزند
سیدمهدی میردامادپسندیدن1
بازدید900+
اگر به شام سیاهم، سپیده سر نزند خوشی به خانهی این غم رسیده، در نزند خدا كند پس از این، چشم هیچ گل چینی صفای سادهی یک باغ را، نظر نزند كسی كه فكر نمایی همیشه پیش توست دل تو نشكند و حرف از سفر نزند کسی شبیه دل من، که داغ زهرا دید به چاه، حرف دلش را دم سحر نزند خدا كند همهی زخمها، به تن بخورد خدا كند كه كسی، زخم بر جگر نزند خدا کند به بر چند جوجهی معصوم کبوتری که زمین خورده، بال و پر نزند ممنونم اگر نروی میمیرم اگر بروی