بابا من که ده تا دوستت دارم تو نُه تا
ساربانت یکی از انگشتهایت را به یغما بُرده است
من فقط تا ده بلد بودم که بشمارم پدر
تا هزار و نهصد و پنجاه یادم دادهاند
کار من نیست که در خاک کنم پنهانش
همه اعضاش سیاه است به جز دندانش
پربازدیدترینهای شعر روضه سعید خرازی اسارت(محرم و صفر)