نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فضا سیاه شد از دود آه اهل حرم چنانکه گفت به ظلمت من از تو تیره ترم غبار و گرد و اسيري نشست رويِ سرم ز تند باد حوادث شكست بال و پرم غريبه گان مُرُوَت حيا نمي كردند ز هيچ گونه جنايت اِبا نمي كردند ستاره گان حرم را به ريسمان بستند بگو ز جور، زمين را به آسمان بستند بسا قمر که زِ ابر تپانچه ها پوشید چه یاس ها که لباس بنفشه را پوشید ميان آن همه لشگر چو بي كسم ديدند به اشك بي كسي ام ناكسانه خنديدند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد