نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دختر شاه دینم، زادۀ بهترینم مثل زینب غیورم، من غرور آفرینم من قَناریِ در شور و شینم من برای پدر نور عینم ماه تابان شبهای بابا بابِ حاجات و بابُ الحسینم من، نفسهای محزونِ خونِ خدایم من، که زهرایِ بیتابِ دشت بلایم آه، شده کنج ویرانه کرب و بلایم من پناه عالمینم آخرین حرفِ حسینم (یا رقیه) 4 *** من که زهرا مَرامم، تحتِ امرِ امامم حیدری مذهب هستم، فاتح شهرِ شامَم خطبۀ گریهام آتشین بود حرفِ اشکم فقط، حرف دین بود استواریِ من پای بابا پاره ایمان و صبر و یقین بود آه، منم از تبارِ شهیدان عاشق آه، گُل یاسَم اما، شدم چون شقایق آه، شدم کشتۀ راهِ قرآنِ ناطق سایهای از بوترابم کشتۀ راه حجابم (یا رقیه) 4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد