نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آشفته تر نخواب دل شكسنمو بیا تا وا كنیم دستای بستمو بابا خالیه جای من تو آغوشت باب نكنه كه شدم فراموشت بابا بابایی، قسم به چشم ترم به گوشه ی معجرم پاتو رو چشمام بزار منت بزار رو سرم بی تو شبم تاره پدر چشمام عزاداره پدر حاله پریشون دلم زاره پدر حالا كه اومدی تو رو خدا نرو صفا دادی بابا امشب خرابه رو حالا كه اومدی دیگه پیشم بمون بازم منو ببوس منو رو پات بشون بابایی گرچه نداری تنی منو تو آغوش بگیر حالا كه زنده شدی بابایی دیگه نمیر قلبم عزاداره بابا چشمام ببین تاره بابا حال پریشون دله زاره سفر به خیر عزیز خوش اومدی بابا سفر به خیر بابا خوش اومدی پدر یا پیش من بمون یا كه منم ببر بابا بابا به گوشم از تنور اومد صدای تو (فهمیدم) خاكستری شده چرا لب های تو بابایی نگاه به لبهام نكن میخوام بشم مثل تو اونقد زدم رو لبهام خونی شدم مثل تو مثل تو كه بی كفنی دارم فقط پیرهنی بابا بگو من الذی ایتمنی روی كبودم از لطف اسیریه ضعیف شدن من آثار پیریه آروم و سر به زیراز درد دل پرم از مجلس شراب من خیلی دلخورم غارت شد هم گوش و هم گوشواره با یه لباس پاره دیدی رقیه خانم بی تو سر بازاره
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد