نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میخوام امشب واسۀ تو، چشامو دریا کنم واسۀ، لبهای خشکت، کارِ یه سقا کنم لالایی، بابای خستم، لالایی من دیگه پیش تو هستم بابایی خبری نیست دیگه از نیزه دارا (بخواب آروم، رویِ دستم لالایی) 2 نمی دونم که هنوز، چهرمو میشناسی بابا می دونم که، تو به چادر، خیلی حساسی بابا نزا تا لب وا کنم، قصه رو افشا کنم نمیخوام چشمایِ نازنینِتو دریا کنم *** دستِ عمه تا کنارِ چشامو، هم، میزاره لحظههای رفته رو باز داره یادم مییاره بابایی حال و هوامو یادته خندههای داداشامو یادته مگه یادم میره انگشترِ تو (تو بگو گوشوارههامو یادته) 2 با همون شیوه که بُردَن، بابا انگشترتو اومد و حرمله بُرد، گوشوارۀ دخترتو رو گوشام لَخته خونه، فقط عمه میدونه زیرِ موهام، رو سرم، سرخیِ انگشتاشونه *** روزا رو، تنها با عشقِ دیدنت، شب میکنم شب که میشه نمیای، تا خودِ صبح تب میکنم همۀ دخترایِ کوفه و شام با تکبُّر میزدن، زُل تو چشام میکِشیدن موهامو، داد میزدن (که تو دستِ باباهامونه بابات) 2 کاش میشد از رو موهام، خارا رو برداری بابا دیگه دستم نمیاد بالا بکن کاری بابا نزا تا لب وا کنم، قصه رو افشا کنم نمیخوام چشمایِ نازنینِتو دریا کنم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد