نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشم یعقوبیِ من، بابا هنوزم به دره بوی پیراهن تو، داره دلم رو می بره یه دسته گُل بنفشه، دارم برات می چینم اگه بیای كنارِ، دردِ دلات می شینم دردایِ من و، نگاهِ تو باید شفا بده تا كه حاجتِ، دل من و امشب خدا بده مثل همیشه، توی آغوشت منو جا بده مُردم از جدایی، ای پدر كجایی كاش یه جفت گوشواره از، بهشت برا من بیاری دستای كبودمو، تو دست زهرا بذاری زخمای صورتت رو، اشكای من می شوره بابا چرا رو پلكات، خاكستره تنوره قربون چشات، یه بار دیگه تو عمه رو ببین خیلی دل تنگه، روی دامن عمه ام بشین خیلی توی راه، بخاطر من خورده بر زمین مُردم از جدایی، ای پدر كجایی وقتی توطشت طلا، به دندونات چوب می زدن كاشكی پر خون می شدن، به جای تو لب های من خشتای ویرونه می شه، سنگای غسل بدنم كفن من می شه بابا، پاره های پیرهنم سهم من از شام، شده سفره ی طعنه و دشنام
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد