گفتیم بسمالله و خواندیم از تو یامولا علی گفتیم در هر مشکلی، یامرتضی و یاعلی مشکلگشای دردها؛ ای یکّهمرد مردها دلگرمی دلسردها؛ ای والی والا علی ای مؤمنون! ای متّقون! منظور حق از صالحون إنّا إلیک راجعون؛ تنها پناه ما، علی هر آیه از قرآن، تویی؛ مقصود از فرقان، تویی تفسیر المیزان، تویی؛ ای آیت عظما! علی سبحان مَن لایعتدی؛ هم مقتدا، هم مهتدی مانند حجر بن عدی، مارا ببر بالا؛ علی نور تو در محرابها؛ باز است بر تو بابها در دست تو اسبابها؛ در روز وانفسا، علی گفتم که از غم، عاصیام؛ دلمردهام؛ وسواسیام دلنازکم؛ احساسیام؛ گفتی «دع الدنیا» علی أنفال، تو؛ أعراف، تو؛ تکویر و نصر و قاف، تو أحقاف، تو؛ ای نصّ سبحان الّذی اسرا، علی ای شیر نخلستان، علی! غوث تهیدستان، علی جان مرا بستان، علی؛ تر کن فقط لب را علی محنتکش ایّام، تو؛ همسفره با ایتام، تو مهجور در اسلام، تو؛ تنهاترین تنها، علی از مالک و عمّارها؛ از میثم تمّارها بسیار در بسیارها، راه است تا تو یاعلی در مدح تو ای صفشکن، گفته خدای ذوالمنن لا سیف إلّا ذوالفقار و لا فتی إلّا علی گفتیم مولا! آتِنا جئناک فی حاجاتنا پس إستجب دعواتنا؛ ای رافع غمها! علی گر دم ز مدحت میزنم، چون قطره در دریا، منم در مدح تو، من الکنم؛ ای همسر زهرا! علی آتش به آب و گل زدم؛ با تو به دریا دلزدم ای مدّ بسمالله مجراها و مرساها، علی در محضرش من کیستم؟! جز عار مولا، چیستم هرچند قابل نیستم، تا عرش رفتم با علی