نبوت نا تمام است و علی تنهاست بی زهرا
حاج محمود کریمیپسندیدن16
بازدید20K
نبوّت ناتمام است و علی تنهاست بیزهرا ولایت کشتی گمگشته در دریاست بیزهرا چنان که بی علی، زهرا ندارد کفو و همتایی علی آری؛ علی یکتای بیهمتاست بیزهرا به قدر قدر و کوثر میخورم سوگند نزد حق که قدر قدر و کوثر هردو ناپیداست بیزهرا نه جنّت را، نه کوثر را، نه غلمان را، نه حورا را نه دنیا را، نه عقبی را، نخواهم خواست بیزهرا مبادا ناقهی او پا گذارد دیر در محشر که حتّی انبیاء را بانگ وانفساست بیزهرا به آیات شفاعت میخورم سوگند در محشر شفاعت را نه مفهوم است و نه معناست بیزهرا به پیشانی اهل جنّت این مصراع بنوشته که جنّت دوزخ رنج و عذاب ماست بیزهرا محبّت آبداده لالههای بوستانش را شفاعت میکشد در حشر، ناز دوستانش را محمّد، جان جان عالم و زهرا بود جانش از آن میگفت: ای جان پدر بادا به قربانش زمین و آسمان مهمانسرا و میزبان، زهرا ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش چگونه؟ کی؟ کجا از خلق آید وصف بانویی که ذات حق، ثناگو باشد و احمد، ثناخوانش به قرآن میخورم سوگند بیجا نیست گر گویم محمّد، خاتم پیغمبران؛ زهراست قرآنش اگر بیمهر او سلمان گذارد پای در محشر مسلمان نیستم باللّه اگر خوانم مسلمانش مناز اینقدر بر عیسای خود ای مادر عیسی دو عیسیآفرین پرورده این مادر به دامانش نه جن و انس و حوری و ملک گشتند مبهوتش که علم کل، امیرالمؤمنین گردیده حیرانش ثناها گفته و خواندند در امکان بسی او را بهجز آنکسکه خلقش کرده نشناسد کسی او را تو زهرایی: تو زهرای پیمبرپروری زهرا رسولالله را هم دختری، هم مادری زهرا نبی را پارهی تن، روح مابین دو پهلویی امیرالمؤمنین را رکن و کفو و همسری زهرا گواهی میدهم ای روح احمد، هستی حیدر که تو هم مصطفی، هم فاطمه، هم حیدری زهرا گهی گویم امیرالمؤمنین برتر بود از تو گهی بینم تو از او در جلالت برتری زهرا تو والشّمسی؛ تو واللیلی؛ تو والفجری؛ تو والعصری تو نوری؛ هل أتایی؛ و الضّحایی؛ کوثری زهرا تو از مریم، تو از هاجر ، تو از حوّا، تو از ساره نه، تو از انبیاء جز احمد مرسل، سری زهرا امید رحمة للعالمین، محبوبهی داور پناه انبیاء در گیر و دار محشری زهرا تو سرّ ناشناس ذات پاک حقتعالایی نمیدانم که هستی؟! آنقدر دانم که زهرایی اگر چه در ثنایت دُر فشاندم یا گهر گفتم تو بالاتر از آنی، من به قدر فهم خود گفتم قیامت روز قدر و اقتدار توست یا زهرا عذاب و عفو هم در اختیار توست یا زهرا شفاعت میکنی در حشر، کل دوستانت را کرامت تا ببخشی بیقرار توست یا زهرا نه تنها آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی رسول الله هم چشمانتظار توست یا زهرا رها کردن، گرفتن، عفو کردن، حکم فرمودن به تو تفویض از پروردگار توست یا زهرا تو کوثر بودی و گشتی عطا بر احمد مرسل که این سوره فقط در انحصار توست یا زهرا تمام آفرینش در مزارت گشته گم، آری کجا از دیدهها پنهان مزار توست یا زهرا میان دشمنان تنها حمایت از علی کردن به دست و سینه، مهر افتخار توست یا زهرا مدینه خواست از نفرین تو زیر و زبر گردد فداکاریت باعث شد که حیدر، زنده برگردد