
تکیه نکردهام مگر به جود بسیار علی پی کسی نرفتهام مگر پی کار علی چرخ و فلک معلّق از گردش ذوالفقار او چرخش روزگار بر مدار دستار علی روح، دو زانوی ادب زند به خاک محضرش پای برهنه نوح، در میان زوّار علی دریغ و درد از دلی که فرش راه او نشد حیف سری که از جنون نرفته بر دار علی اگرکه سلمان و ابوذرند خادمان او همچو منی نهایتاً ذرّه به دربار علی کرم ببین که با همه صلابت و جلالتش همچو منی نوشته شد میان انصار علی فضل ببین که قرنها کتابها نوشته شد هنوز پی نبرده کس به کُنه افکار علی زهد ببین که با همه ثروت بینهایتش به غیر نان و نمکی نبوده افطار علی عدل ببین که از غم طفل گرسنه در یمن شبی ندیده خواب خوش، دو چشم بیدار علی عجب نبین ظلمت اگر منکر خورشید شود چاره نداشت دشمنش به غیر انکار علی صولت حیدری ببین، وقت فرار دیگران آیه فرستاده خدا به مدح پیکار علی هیبت صفدری ببین که وقت ضربههای او پلک نمیزند کسی به زیر رگبار علی غربت مرتضی ببین که در فراق فاطمه سینهی چاه میشود مخزنالاسرار علی شأن علی اجلّ از قیاس با خلایق است که برترند از همه مالک و عمّار علی