آغاز کردم شعر خود را با دو چشم تر، علی

آغاز کردم شعر خود را با دو چشم تر، علی

[ حاج محمود کریمی ]
آغاز کردم شعر خود را با دو چشم تر، علی
هرچند باشد مدح تو در شأن پیغمبر، علی

بسم‌الله ای نورالبقا؛ بسم‌الله ای شمس الضّحا
بسم‌الله ای شیر خدا؛ بسم‌الله ای صفدر، علی

ای روح تسبیحات من! ای مشعر و میقات من
ای قاضی الحاجات من! الله را مظهر، علی

ای باطن لولاک، تو؛ ای صاحب افلاک، تو
مافوق هر ادراک، تو؛ بالاتر از باور، علی

ای ذکر تسبیح رسل! چشم تو، هادی السّبل
مصداق لفظ عقل کلّ در چشم پیغمبر، علی

کردم به قرآن جستجو، دنبال تو تکبیرگو
مدح تورا حقّ موبه‌مو گفته‌است در دفتر، علی

مدح تو گفته معتمد در قل هو الله أحد
یا مَن یُسمّی بالصّمد! صدّیقُنا الاکبر، علی

جنّات، نخلستان تو؛ فردوس، در دستان تو
کرّوبیان، مستان تو؛ ای ساقی کوثر! علی

گفتی به آن گم‌کرده ره، سَمّیتُ اُمّی حیدره
ضرغام آجام و لیث قسوره حیدر علی

والله که در این جهان، شأن تو از ما شد نهان
قدر تو بر ما خاکیان روشن شود محشر، علی

در ذیل ظلّ اللّهیت، خواهم که باشم راهی‌ات
چون سازگار و آهی‌ات، من هم شوم نوکر؛ علی

از هرچه گفتم بهتری؛ والله تو بالاتری
می‌ارزد این‌جا نوکری بر مُلک اسکندر، علی

ای خون در شریان من! ای روح‌وجسم‌وجان من
مولای من! سلطان من! خاک قدومت، سر؛ علی

کم‌کم غلامت پیر شد ؛ از بی‌تو بودن، سیر شد
من را بخر که دیر شد؛ از خیر من نگذر، علی

من با دهاتی‌بودنم، مجنون ذاتی بودنم
مدح تورا خواندم به چشم تر، به هر منبر؛ علی

نظرات