
ای کاش که یک دانهی تسبیحِ تو بودم تا دست کشی بر سَرِ سودا زدهی من لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین رَوا بود که گریبان ز هِجر پاره کنم دلم هوای نجف کرده من چه چاره کنم ؟ حیدر بنگر چه بارگاهی دارد یا مولا دلم تنگ اومده شیشهی دلم ای خدا، زیر سنگ امده مرغِ دل من چه خوش هوایی دارد یامولا دلم تنگ اومده شیشهی دلم ای خدا زیر سنگ اومده ایوان نجف عجب صفایی دارد (یامولا دلم تنگ اومده شیشهی دلم ای خدا زیر سنگ اومده) ۲ لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین شکرِ خدا که نانِ شب من حسین شد ممنون لطف مادر این خانوادهایم داریم با حسین حسین پیرمیشویم خوشحال از این جوانیِ از دست دادهایم